US Attack Iran Astrology. The exact timing for Operation Midnight Hammer is crucial. Below are the detailed planetary alignments. The analysis is for much information than basic astrology using Citystats Stock Market Astrology tools. Ironically the result is very simple and clear. The alignment of Sun and Jupiter is academic. But there are so much more alignments that are shown below.
نجوم که کشیده شده نشان میدهد لحظهای که بمبا ریخته شد در مرکز اتمی فدرو. اینجور محاسبات خیلی دقیقتر و وسیعتر از هر محاسبات دیگهای که بقیه منجمان استفاده میبرند. تمام سیارهها سه بعدی سیارکها اورانیومها سیارکهایی که در کایپ کمربند هستند نشان داده شده است. این طرز فکر هر روز در نجوم بازار استفاده میشوند و نوسانهای بازار را قشنگ محاسبه به وجود آوردند در صفحه به نام سیتیستس.

Ancient Iranian Cosmology was based on Ameshasepanta. Amesha is the same as Hameesheh, which means always. Existentialism or living or energy always exists and was the positive attitude. It is deep in the ancient folklore of Iranians.
ستاره شناسی یا نجوم یا شناس کیهان به ایرانی وابسته است به امشا سپنتا. آمشا یعنی یا مثل لغت همیشه است. اگزیستنشالیسم که لغت انگلیسی شه همون شناخت وجود هستی بخشش. این طرز فکر عمق خیلی زیادی در ذهن همه مردم ایران دارد.
Throughout history, the whole country would be devastated by climate change, but the human beings who migrated out of Africa into Iran first before anywhere else, worshipped Earth and nature.
در تمام مدت تاریخ مملکت ایران کاملاً از بین میرفت به خاطر اینکه کره زمین هواش سرد میشد. کسانی که از آفریقا از گرمای آفریقا در رفته بودند موجب سرماهای خیلی درازی شدند و از بین رفتند.
Their descendants went to Australia, North and South America. The energy of the universe was measured by humans in the mountains of Zagros for the first time. The position of the planets was important for any event.
بعداً ایرانیها همه مهاجر کردن به استرالیا و جنوب آمریکا. قدرت کیهان را از از کوهستان زاگرس اندازهگیری میکردند. سیارهها رو اندازهگیری میکردند زاویهای بین سیارهها رو ربط میدادند به زندگیشون
Ironically only when the Earth was subject to devastating long-term climate change, when there was a Solar minimum, did religious dogma and fear mongering win.
جالب این هستش که وقتی که کره زمین اسیب خیلی زیادی را برای مدت خیلی زیادی میکشید مثل موقعی که نور خورشید خیلی کم شد و سرماهای ۱۰۰ تا ۲۰۰ ساله بود، وحشت پرستان مذهبیا کسانی که اون دنیایی باور داشتند، به مردم عادی که مثبت فکر بودن، قدرت پیدا کردند و ذهبهای تلخ سیاه بینی را پیاده کردند.
Christianity came in 200 AD, after the crops were devastated by climate. Romans changed to become Christians. Christians burnt all the libraries. The same happened later in Iran, and an apostate called Salman Parsi went to Arabia with the help of the Egyptian sons of Moses, to attack Jews, Christians and Iranians.
مسیحی که اصلاً از بین رفت ۲۰۰ سال بعد از مسیح تازه خیلی خیلی مورد علاقه مردم شد چون این سرماهای بزرگ شروع شد در اروپا و امپراطور رم فکر کرد که اگر رسماً مسیحی بشه اون خدای مسیحی نجاتش میده. البته اصلاً این اتفاق نیفتاد. مسیحیا قدرتشون بیشتر شد و از لحاظ سیاسی رم را تصرف کردند. همین رومیای مسیحی میخواستن بیان تو ایران و جنگ رم و ساسانیان و اشکانیان به دقت نوشته شده است. حتی در داخل ایران مسیحیا سوء استفاده از سرد شدن هوا و کم شدن دامداری کشاورزی این ترس مردم را پرورش دادند و داشت توسعه پیدا میکرد. سرلشکر کرتییر با تمام این مسیحیها جنگید و ارمنستان را از دست داد و اونا مسیحی شدند. یادتون باشه تا اون موقع مردم ایران مثبت بین بودند کره زمین بهشت بود و این مزخرفات مذهبیا رو هیچکس قبول نداشت. سلمان پارسی در یکی از خانوادههای بالای ایران بود مسیحی شد. ایشان به پادشاهی ایران گفت که بایست اقداماتی بکنند. ولی ستاره شناسان منطقی فکر مثبت بین ایرانی، مجبور کردن که شاهنشاه دستور بدن که ایشون برود بیرون از ایران. سلمان فارسی از مسیحیا شنفته بود که یهودیهایی که مادرشون مصری نبود مسیح را کشتند یهودیهای واقعی نیستند. سلمان فارسی رفت معلم خانواده قریشی در عربستان شد. در عربستان نجوم و ستاره شناسی خیلی مفصل وجود داشت و محرابهای بزرگی دایرههای بزرگی در مراکز عربستان بود. این دایرهها ۱۲ بخش داشتند و هر خانواده بزرگ ماموریت نگهداری یک بخش بود. بخش قمر زیر نظر خانواده قریشی بود. اتفاق میافتد که مهمد میخواست با خانوادهای که نگهداری خورشید را میکرد بجنگد و کمکی از سلمان پارسی به دست آورد. سلمان فارسی میدونست که یه خسوفی در مکه به وجود خواهد آمد و به محمد که اون موقع اسمش بود حلبی قریشی گفت کار معجزهای میتوانی بکنی که به خودت جلب توجه به وجود بیاری و معرفت به دست بیاوری. و همین طورم شد حلبی قریشی به مردم گفت امروز دستور میدم شب بشود و درست همون موقعی بود که خسوف در عربستان به وجود آمد و روز شب شد. مردم بیسواد همه وحشت زده یه دفعه بهش گفتن تو محمدی. به همین سادگی اسلام به وجود آمد. پس مسیحی از دست منجمان ایرانی به وجود آمد که کودک مسیح را انتظارش داشتند به دنیا آمد و به مردم دنیا گفتند چون ستارهها یا سیارهها همه پشت هم تو آسمون هستند این آدم پسر خداست. پس ایرانیها دو تا پیغمبر ساختن از قرار نجوم. ولی این منجمان منجمان سیاستمدار بودند. نجوم اون موقع هفتا سیاره رو بیشتر نگاه میکرد و خورشید و قمر و هفت تا زاویه را اندازه میگرفت و چیز دیگهای نمیدونستند و انرژیهای دیگهای رو نمیتونستم اندازه بگیرن. خلاصه هوا خیلی بدتر میشه در ایران، ولی در عربستان خرم میشه و لشکر عربستان وسیعتر میشه میتوانند حمله بکنند به ایران سلمان فارسی تمام راههایی که از کوهستان میتوانستند عبور بکنند را به عربا یاد داد و عمر دستور ایشون انجام میداد. عمر رسید به تیسفون و به آتش کشید ولی به کتابخونه تیسفون که رسید از سلمان پرسید این کتابخونه رو چیکار کنم؟ سلمان پارسی هم گفت هیچی تو اون کتابخونه به خوبی کتاب من نیست همشو بسوزون. همین برنامه رو مسیحیا ۳۰۰ سال قبل در مصر پیاده کردن و کتابخونه بزرگ اسکندریه رو سوزوندن. پس این دو مذهب که ایرانیان به وجود آوردند تمام کتابهای علم بشر را سوزوندن و به جاش دو تا کتاب پر از دروغ به وجود آوردند.
Salman burnt our libraries. Only when the weather got better did the knowledge of Iranians and Egyptians and Romans, that had fled to Mongolia come back and destroyed the ignorant Muslims, who didn’t believe in worship the Earth.
فقط موقعی که هوا بهتر شد تمام کتابها و دانش دنیا که از ایران و روم و مصر در رفته بود و رسیده بود به مغولستان، موجب شد که مغولا حکومت اسلامی را از ایران پاک بکنن. مغولا از این دانش باستانی ایران استفاده کرده بودند و این رو دوباره آوردن به ایران و شاعران ایرانی مثل حافظ سعدی مولانا بهترین اشعار دنیا را نوشتند و بهترین هنر نقاشی دنیا را به وجود آوردند. هیچ جای دنیا شعر و نقاشی ایران را در زمان اون موقع نداشت. این همش بر خاطر این بود که اسلام را از ایران پاک کردن. طبیعت پرستی و عاشق زندگی روی زمین برگشت هوا بهتر شده بود و آسایش برگشته بود. این کثافت وحشت پرستی نابود شده بود.
Iran poetry and art flourished under Nestorians. But the weather got bad again and Shia doctrine came to Iran and remained to this date. Unfortunately the Shia Kings of Iran were ignorant of ancient Iranian Cosmology and never initiated Mahestan or Majestan and fell pray to fanatic Shia doctrines. Ayatollah Khomeini was the result.
استورینهای مغول به ایران به فرهنگ عظیم ایران خیلی کمک کردن ولی هوا دوباره بد شد و قدرت پادشاهان مغول ضعیف شد مثل پادشاهان ساسانیان مثل پادشاهان رم و پادشاهان بابل و سومریهها. دوباره یک وحشت پرست به نام الهیلی یک با فکر عوضی گفتش که شاهنشاه مهدی هست بر اساس نجوم که واقعاً دروغ و غلط بود موجب شد که این فرزند مغول تبدیل کنه خودش را به یک جور اسلام تازه به نام شیعه. دوباره وحشت پرستی برگشت و دوباره شاهنشاهان ایرانی به مدل شیعه پادشاهی به وجود آوردند. پس ایرونیا اسلام را از دست داده بودند بهترین اشعار دنیا و نقاشیهای دنیا را به وجود آورده بودند ولی چون هوا عوض میشه یه دیوونه میاد میگه که مهدی برگشته و بایستی این فکر اسلامی شیعه را قبول بکنیم. پادشاهان بعد از مغول تمام ایران را کشتن. طبق زمان سابق همه یاد گرفتند که زندگی بد مردن خوبه بهشت و جهنم وجود داره و فقط میتوانم برم بهشت. حتی تو امروز ردم فکر میکنند که یک آداب و رسومی رو بایست انجام بدن مگر اینکه نرن به ندرت میتوانید کسانی را پیدا کنید که به نجوم محراب کشیدن راه زندگی خود را پیدا کردن آشنایی داشته باشند. متاسفانه خیلی از این ایرانیان بخوان یه زندگی داشته باشند که زود بمیرن و برن بهشت. خیلی باعث تاسف است.
Even today most Iranians do not look at their horoscope and enjoy the world of the living. They all wish to die and go to heaven as martyrs.